داداشي عليرضا(قناد) تولدت مبارك...
:-2-16-:سلام سلام به همگي بازم امروز ،روز متولد شدن يكي ديگه از بچه هاست:-2-16-:
:-2-41-:كه داداچ بنده محسوب مي شه.:-2-41-:
:-2-14-:داداشي ژوونم تولدت مبارك باشه و سالهاي سال دركنار:-2-14-:
:-2-14-:خانوادت خوب وخوش زندگي كني.:-2-14-:
:-2-11-:برات آروزي 10000 ساله شدن ندارم ،چون مرگ و زندگي دست خداست:-2-11-:
:-2-27-:و ادم از يك ساعت بعد خودشم خبر نداره:-2-27-:
:-2-04-:برات عمري پر بار،شاد و پر از موفقيت و خوشبختي رو:-2-04-:
:-2-04-:از خدا طلب مي كنم.:-2-04-:
:-118-:هميشه شاد،هميشه عاشق،هميشه خندون:-118-:
بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر کن !
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، که دلت با دگران است
تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
:-2-40-:اينم شعري كه عاشقشم تقديم به داداشم تولدت مبارك:-2-40-:
داداشي عليرضا(قناد) تولدت مبارك...
]]>
+ نوشته شده در 24 آذر
2012ساعت 15:53: توسط علی بازدید <-PostHit->
|